آزربایجان جنوبی ایران نیست

اومود ائورن

شما همان کسانی هستید که گندم آزربایجان را به خود آزربایجانی زیاده دیدید وگندمی که اسب ها هم نمی خوردند را لایق ما دانستید. شما همان کسانی هستید که سرشماری ما را خر شماری خواندید. شما همان کسانی هستید که دفاع ازحق تحصیل زبان مادریمان را, دفاع از طبیعتمان, را اسم گذاری تورکی به فرزندانمان را,موزیک تورکی گوش دادنمان را, تئاتر تورکی خواستنمان را روزی با مهر کمونیست کوبیدید. روزی مهر بی دینی, روزی با مهر جاسوس آزربایجان شمالی و ترکیه حتی آمریکا اسرائیل امروز هم با پان ترکیسم می کوبید.


 

آزربایجان جنوبی ایران نیست

 

اومود ائورن

 

خائن, جاسوس, نوکر اجنبی, پان ترکیست, تجزیه طلب، نوکر علیف و اردوغان و … هزاران کلمه ی دیگر دست در دست هم دادند تا دوباره بر ما خاطر نشان کنند که ما را امیدی بر شما نیست. اصلا نباید هم باشد!

امید برای زندگی با این جماعت غرقه در نژادپرستی آریائی که دایره ی لغاتشان فراتر نمیرود  از واژگانی چون هخامنشی، پارسی، تمامیت ارضی, ایران, ایران زمین، هویت ملی، کوروش, امان از دست این کوروش و سربازانش!

آزربایجان جنوبی ایران نیست.

 پلاکارتی باز شد کوتاه ولی گویا.

آزربایجان جنوبی ایران نیست.

واکنش های جامعه ایرانی نشانگر تلخ بودن واقعیت نفهته در این پلاکارت است.

صفحات اینترنتی بار دیگر پر شد از فحاشی به زبان تورکی, ننه-بابای تورکه گرفته تا به زنان و آبا و اجداد تورک!

خائن, جاسوس, نوکر اجنبی, پان ترکیست, تجزیه طلب، نوکر علیف و اردوغان و … هزاران کلمه ی دیگر دست در دست هم دادند تا دوباره بر ما خاطر نشان کنند که ما را امیدی بر شما نیست. اصلا نباید هم باشد!

امید برای زندگی با این جماعت غرقه در نژادپرستی آریائی که دایره ی لغاتشان فراتر نمیرود  از واژگانی چون هخامنشی، پارسی، تمامیت ارضی, ایران, ایران زمین، هویت ملی، کوروش, امان از دست این کوروش و سربازانش!

واقعا معنای این کلمات چیست؟ ایران یعنی چه؟ هویت ایرانی چیست؟

سوالی که ذهن بسیاری از مردم ساکن در جغرافیای سیاسی بنام جمهوری اسلامی ایران را مشغول کرده است.

برای پاسخ گویی به این مسأله هویتی اول باید مشخصه های هویتی ایرانی بودن را پیدا کنیم.

برای پاسخ. به سراغ زبان و مشتقات آن یعنی ادبیات,سیاست,سیستم اقتصادی و کلا سیستم دولتی که نام ایران را یدک می کشند می رویم.

به سراغ ادبیات فارسی. ادبیاتی که پر است از نفرت بر دیگران.

با یک نگاه ژرف به کل سیستم حاکم می توان نماینده گان واقعی این هویت را دید. زبان! آری زبان که خود گویا ترین سمبل نگاه متکلمان آن است، زبانی که فرهنگ محصول آن است.

با این اوصاف تولیدی که زبان فارسی کرده است نتیجه اش همانی است که میبینیم، میشنویم و می خوانیم. فحاشی! هتک حرمت! تحقیر!

پس چرا عده ای اصرار بر استیلای تمام عیار آن بر تمام روح و جسم ما را دارند؟

جواب ساده است چون آنها با این زبان می توانند ما را به چارمیخ بکشند. با این زبان ما را استثمارکنند. با این زبان ما را از ارزشهای مدرن و پسامدرن انسانی دور نگه دارند. تا بتوانند به استبداد و استعمار خود ادامه دهند. همه ی خزعبلاتی را که هویتش میخوانند به کمک همان زبان بر ما تزریق کنند.

سول این است هویت چه منافعی بر ساکنان, بر باورمندان و بر ناباورمندان دارد؟

جای این هویت در سیستم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی جهان کجاست. به بیانی دیگر این هویت در کجای ارزشهای مدرن و پسامدرن انسانی یعنی در کجای گفتمان جهان معاصر قرار دارد؟ بماند که عادلانه یا ناعادلانه بودن این سیستم جهانی خود بحث دیگری است. و اینکه این هویت تا کنون با کمک کدام ابزارها ممکن شده است؟ و زین پس با توسل به کدام ابزارها میشود این هویت را ادامه داد؟

آیا واقعا این قدر اصرار بر این هویت الزامی است؟ و فداییان این هویت برای تداوم و بقای آن حاضر به پرداخت چه هزینه هایی هستند؟

فراریان لوس انجلسی، اقلیت های دینی، اقلیت های جنسی، اقلیت های طبقاتی،اقلیت های ملی، اقلیت های فردی چه بهایی بر این هویت خواهند پرداخت؟ باز هم کماسابق با قتل, دورغ,خود فریبی و دیگر فریبی این هویت تحمیلی را حفظ خواهند کرد؟

آیا اصلا لزومی به ادامه این هویت در عصر امروز هست یا نه ؟ برای کی؟ برای چی؟ اصلا چه اصراری بر تداوم-عدم تداوم این هویت است؟

سوال کردن حق من است. مثل حق میلیونها ساکن در ایران.

من می پرسم و جواب می خواهم. جای بسی خوشبختی است که آزربایجان و آزربایجانی هم می پرسد و جواب می خواهد. حق انتخاب می خواهد. حق انتخاب را زیر سوال می برد.

در بازی تراختور با الجزیره، آزربایجان تابوهایی که موجب بدبختی اکثر ساکنان آن جغرافیای سیاسی است  زیر سوال برد.

آزربایجان جنوبی ایران نیست! تابو شکست. رانت خواران هویت پارسی از درد شکست این تابو به خود می پیچند. عصبانی هستند. این بار آنقدر دستپاچه شده اند که حتی نمی توانند هراس از این روشنگری آزربایجان را پنهان کنند.

از این که کسی به دنیای دروغینشان ارزشی ندهد و نمی دهد، می ترسند و شروع می کنند به عوام فریبی. به توهمات های واهی و غیر واقعی.

آزربایجان مشخصه های ایرانی بودن را درهم نوردید! آخر مگر نمی دانید که اولین مشخصه ایرانی بودن یعنی زبان فارسی. حالا مهم هم نیست که من -تورک آزربایجانی-  فاقد این مشخصه باشم! فارسی “شکر” است!!

حماسه ی ایران یعنی قهرمانی که دشمن تورک باشد و ضمنا نه خودش و نه اسبش به هیچ زن و مادیانی رحم نکند! حماسه ی ایرانی یعنی ایران در برابر توران. با این حساب من دشمنم. آه راستی یادم آمد در نظر تو من تورانی نیستم! ولی هرگز از خودت نپرسیدی که اگر تو میتوانی ایرانی باشی پس من چرا نتوانم تورانی باشم؟

فردوسی بزرگتان که سطر سطر اشعارش پر شده از نفرت بر غیر پارسیان برایتان کتاب شعر نه که قرآن نوشته است.  حکم اعدام ما را  با همان قرآنی که از شاهنامه ساخته اید صادر می کنید!

ایران جائی است که دریای مازندران-کاسپین اش بر خزر من دهن کجی میکند و ساوالانش را در تمام اسناد رسمی سبلان می نویسند!

ایران جائی است که یا باید بی خیال اسم تورکی برای فرزند تازه به دنیا آمده ات باشی یا هم که سر کیسه را برای هر اهل و نا اهلی در اداره ی ثبت و احوال شل کنی و یا کتاب لغتی پیدا کنی که اسمی که می گذاری قبلا توسط وزارت ارشاد اسلامی شیعه فارسی تایید شده باشد.

ایران شاعرانی ملی دارد هر کسی که فارسی نوشته باشد شاعر ملی است. شما نمی توانید یک شاعر تورک نویس ملی در ایران پیدا کنید. تورکی نویسان یا خائنند یا بایکوت می شوند. برای چاپ کتاب هایشان باید بیش از یک شاعر فارس سیم جیم بشوند. یک شاعر تورک باید از یک شاعر فارس اجازه بگیرد تا کتابش چاپ شود. یک تاریخنگار تورک یک نویسنده تورک در هر رشته باید از یک فارس اجازه بگیرد تا کتابش چاپ شود این زمان پهلوی هم همین طور بود  الان هم همین طور است.

از نظرارزشها و گفتمان معاصر, ایران هنوز در گفتمان نژادپاک گیر کرده است. هنوز زنان حقوقی مساوی با مردان ندارند. هنوز هر لحظه و هر آن احتمال اعدام برایت وجود دارد.

احتمال زندان به هر بهانه ای. در گذشته هم همین طور بوده است.  زندانها پر هستند از کسانی که قبول ندارند که ایران یعنی فارس,ایران یعنی شیعه.

یادتان هست میلیونها جوک پر  از نفرت و تحقیر بر عرب و تورک و کورد که مزه ی زندگی روزانه تان است؟

یادتان هست، کشتارهزاران تن از عشایر تورک, بلوچ ,عرب و تورکمن و کورد که در مقابل سیستم نژادگرای شما مقاومت کردند؟

یادتان هست، کشتار مردم آزربایجان در سال ۱۹۴۶ که شما آن را نجات آزربایجان می نامید.hg این چه نجاتی است که با کشتن ما حاصل شد؟ شما چه قدر رئوف تشریف دارید خانم/آقا؟

مزر پر گهرتان پر است از تاراج، قتل, تحقیر, وارونه نشان دادن واقعیت. بر مرکب جهل چمپاته زده اید و به زور میخواهید ما را هدایت کنید!

شماها هنوز در استخری از  توهم نژاد آریائی, مرزپرگهر,هنر نزد ایرانیان است وبس, کرال پشت می روید! و اصرار در هدایت ما به بهشت برین دارید. شما اول از جهنم خود نجات پیدا کنید ما اگر لازم دانستیم راه رسیدن به بهشت را یک جورایی یاد می گیریم.

هنوز هم در قبال زندانی شدن صدها آزربایجانی سکوت می کنید. آه یادم نبود زندانی که مهم نیست. فرد که مهم نیست. نژاد مهم است!

موزیک فارسی ,موزیک ملی است. کنسرت آزربایجانی وقتی مجوز می گیرد که نام ایران را در اشعارش یدک بکشد! بگو یاشاسین ایران تا بتوانی یاشاسین آزربایجان بخوانی!

شاعر فارس گو شاعر ملی است. شهریار اگر شعر فارسی نداشت هیچ وقت شاعر ملی نمی شد.

شما واقعا جائی گیر کرده اید که امیدی به نجاتتان نیست. شما را چه با ما خرها؟ شما را چه با ما قاتلان، شما را چه با ما بی شعور ها؟

دهانتان را که باز می کنید. بوی گند دروغ ,تحریف,خون، تاراج از دهانتان متصاعد می شود.

شما که خود را روشنفکر می خوانی تو را به اهورایت قسم، نگاهی به خود بیانداز.

لااقل کمکی فرق با مردم عادی داشته باش. لااقل از دوستان فارسی که من می شناسمشان و هیچ ادعایی هم ندارند کمی جلوتر باش.

از دوستانی که گر چه تعدادشان کم است ولی حرف هم دیگر را می فهمیم. چون زبان ما فارسی و یا تورکی نیست زبان ما زبان ارزشهای معاصر انسانی است.

زبان حق تعین سرنوشت انسانها و جوامع است. زبان انسان است زبان ما. نه زبان تمامیت ارضی ,نه زبان آریائی ,نه زبان کوروش, نه زبان فردوسی.

زبان ما زبان سعید متین پور است.

این قدر از خود راضی نباشید. شما همان کسانی هستید که با پرچم خر ما را مورد لطف آریائی, حقوق بشر کوروشی و حماسه نژادپرستانه فردوسی تان در کرمان قرار دادید. در  ناف تهرون ما را با شعار صدای عر عر نمی آید تشویق کردید.

شما همان هایی هستید. که فرزندان ما را با سیستم آموزشی نژادپرستانتان در کوچه های تهران کوپن فروش کردید, اشغالچی آپارتمان کردید و… بعد در سریالهایتان که با مالیات ما و پول نفت عرب ساخته می شد و ساخته می شود مورد تمسخرمان قرار دادید

شما همان رئیس جمهور, همان نماینده مجلس ملی, همان خادم دینی هستد که صرفا جهت انبساط خاطر دوستانتان به ما جوک گفتید و خندیدید.

شما همان کسانی هستید که باعث شدید ملیون ها پدر بزرگ و مادر بزرگ نتوانند با نوه هایشان ارتباط عاطفی برقرار کنند و از انسانی ترین حقشان محروم بمانند.

شما همان کسانی هستید که  طرح دادید که بچه های شیر خواره تورک را از آغوش مادرنشان بگیرید و به خانواده های فارس بدهید تا فارسی را بدون لهجه یاد بگیرند.

شما کسانی هستید که بچه های ۷و ۸ ساله تورک را بخاطر ناتوانی در یادگیری زبان فارسی تنبیه بدنی و روحی می کردید.

شما ها یی که حزب رستاخیز ایران, حزب کمونیست ایران, و هر حزبی که آخرش با ایران تمام می شد، راه انداختید، برای آزربایجانی چه کردید به جز درست کردن  ایرانی که مساوی فارس مساوی نژادآریائی, مساوی نژادپاک تعریف شده بود؟

 کجا بودید؟ روزی که صندوق جریمه برای تورکی حرف زدن گذاشته بودند! کجا بودید؟

شما همان کسانی هستید که گندم آزربایجان را به خود آزربایجانی زیاده دیدید وگندمی که اسب ها هم نمی خوردند را لایق ما دانستید. شما همان کسانی هستید که سرشماری ما را خر شماری خواندید. شما همان کسانی هستید که دفاع ازحق تحصیل زبان مادریمان را, دفاع از طبیعتمان, را اسم گذاری تورکی به فرزندانمان را,موزیک تورکی گوش دادنمان را, تئاتر تورکی خواستنمان را روزی با مهر کمونیست کوبیدید. روزی مهر بی دینی, روزی با مهر جاسوس آزربایجان شمالی و ترکیه حتی آمریکا اسرائیل امروز هم با پان ترکیسم می کوبید.

نکنه یادتان رفته که شما همان کسانی هستید که مراسم کتاب سوزانان براه انداختید.

شما انقدراز این هنرهای بی نظیر دارید که واقعا باید گفت هنر نزد ایرانیان است و بس.

شما هنر های زیادی دارید. شما همان کسانی هستید که باعث شدید ملیونها بچه  پدر مادر خودش را تحقیر کند و پدر و مادر با تلخی عمیقی به فرزندش بخنند.

آری شمارش هنر های شما بسی زمان می خواهد. هزاران فیلم , هزاران رمان  ملیونها صفحه نوشته لازم است تا هنر های بی بدیع شما را توضیح دهد. چون اگر هر انسانی که شما او را نابود کرده اید، می توانست نابودیش را شرح دهد آبروی هیتلر خریده می شد.

نوشته ی آزربایجان جنوبی ایران نیست باید نوشته می شد چون اعتراضی بود بر تمامی ظلمهایی که بر ما روا دانستید.

امروز آزربایجان می داند که فردای وحشتناکتری در انتظار ایران است. فردایی که مدعیان دروغین دمکراسی آن را به ما وعده می دهند فردایی است که روی اعمال دیروزتان را سفید خواهد کرد. فردایی که از امروز قابل رویت است.

آزربایجان این را می داند.