| بحران شخصیت و دگرگونی هویت ملی در ایران |
|
دکتر عليرضا دليري
کشوری چون ایران با 50 درصد اقلیتهای قومی و بیش از 40 درصد اقلیتهای مذهبی و دینی تکتلی است که تنها رهبریتی روشنفکر، با دید ملیگرایانه و صبر و متانتی که شایان مدیریت و کشورداری است میتواند در گرداب حوادث وحدت و همبستگی ملی آنرا حفظ نماید. و از آنجا که اکثریت مردم ایران را مسلمانان تشکیل میدهند، پایبندی به شخصیت اسلامی کشور بهترین واژهی حفظ امنیت و سلامتی ملی است، البته اگر ناخدایان کشتی سر درگم ایران از فهم و درایت اسلامی برخوردار باشند! کشوری چون ایران با 50 درصد اقلیتهای قومی و بیش از 40 درصد اقلیتهای مذهبی و دینی تکتلی است که تنها رهبریتی روشنفکر، با دید ملیگرایانه و صبر و متانتی که شایان مدیریت و کشورداری است میتواند در گرداب حوادث وحدت و همبستگی ملی آنرا حفظ نماید. و از آنجا که اکثریت مردم ایران را مسلمانان تشکیل میدهند، پایبندی به شخصیت اسلامی کشور بهترین واژهی حفظ امنیت و سلامتی ملی است، البته اگر ناخدایان کشتی سر درگم ایران از فهم و درایت اسلامی برخوردار باشند! هویت همان جوهر و اساس ثابتی است که شخصیت دینی و فرهنگی و قومی وملی یک سرزمین را تشکیل میدهد. و فقدان هویت یا شخصیت ملی باعث ذوب شدن ملت در فرهنگهای بیگانه و بیبند و باری و در نهایت از هم گسیختگی کشور میگردد. از اینروست که فرهنگ دین مبین اسلام به ساختار شخصیتی فرد اهتمام بسزایی داده است. اشاره به این فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) به فرد مسلمان: «لا يكن أحدكم إمعه ، يقول أنا مع الناس ، إن أحسن الناس أحسنت ، و إن أساؤوا أسأت ، و لكن وطنوا أنفسكم إن أحسن الناس أن تحسنوا و إن أساؤوا أن تجتنبوا إسائتهم». ( أخرجه الترميذي) (هیچ یک از شما نگوید که من با مردمم. اگر مردم نیکی کردند من نیز چنین کنم. و اگر بدی اختیار کردند من با آنهایم. بلکه خود را بسازید تا چون مردم نیکی گزیدند شما نیک باشید، و چون زشتی و پستی و بدی اختیار کردند شما از بدیهای آنها بگریزید) نمونهای از این معناست. و همچنین عبادات و باورها و عقائد اسلامی در عین حالیکه شخصیت عبادی و روحانی و اخلاقی فرد را تربیت میکند در ساختار شخصیتی او رل بسیار مهمی ایفا میکند. درباره موفقیت اسلام که آنرا بطور قاطع و یقین میتوان از جمله دلایل اعجاز و آسمانی بودن آن تلقی نمود این است که در طول بیش از 1300 سال چه در سایه حکومتهای اسلامی که بر پایه مبدأ شورایی که اسلام آنرا بنا نهاده بود، و چه در سایه حکومتهای پادشاهی که بر جامعه اسلامی تحمیل گشت، سقف امپراطوری یا خلافت اسلامی بر صدها قوم و ملت و زبان و رنگ و عادت و رسوم سایه افکنده بود و همه در رکاب خلیفه سربازانی وفادار، و او در نظرشان پدری عادل و مهربان بود. و جز در مواردی بسیار ناچیز که گروهکهایی قومگرا در نتیجه انحراف و ظلم و ستم برخی سردمداران بروز کردند ما در طول سیزده قرن هرگز شاهد بحرانهای ملی و هویتی در جامعه اسلامی نبودهایم. و این چیزی است که تاریخ بشریت را به حیرت واداشته! دلیل این ثبات هویت و قوت شخصیت جامعه اسلامی برمیگردد به قوانین اسلامی در رابطه با ملیتها و قومیتها و زبانها و سایر دیانتها. خداوند متعال فطرت تعددی خلقت خویش را چنین مطرح ساخته است: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ » ( حجرات/13) { اي مردمان ! ما شما را از مرد و زني ( به نام آدم و حواء ) آفريدهايم ، و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نمودهايم تا همديگر را بشناسيد ( و هر كسي با تفاوت و ويژگي خاص دروني و بيروني از ديگري مشخص شود ، و در پيكره جامعه انساني نقشي جداگانه داشته باشد ) . بيگمان گراميترين شما در نزد خدا متقيترين شما است . خداوند مسلّماً آگاه و باخبر ( از پندار و كردار و گفتار شما ، و از حال همهكس و همه چيز ) است}. و رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) در جامعه پرتشنج و قبیلهپرستی و قومگرایی عرب وحدت و همبستگی ویژهای را بدون ذوب کردن قبائل و ویران کردن روابط قبیلهای برقرار ساخت. و هدف فتوحات اسلامی خارج ساختن مردم از بردگی انسانها و سوق دادن آنها به عبادت خداوند و برقراری برادری و برابری و عدالت در جامعه بوده است. و هرگز اسلام ملتها را مجبور به ترک زبانهایشان و یا مسخ و ذوب ملیتهایشان نکرده است. از اینروست که اسلام دین برگزیده هزارها ملیت و قوم گشته است. در عین حالیکه اسلام پیروان خود را از مشابهت و تقلید کورکورانهی دیگران بر حذر میدارد آنها را به آموختن حکمتها و دانش و علم مفید وسازنده ملتهای دیگران امر میکند و میگوید: " الحکمة ضالة المؤمن أنی وجدها فهو أحق الناس بها" ( حکمت و دانش برای مؤمن چون گوهری است گمشده، هر جا آنرا یافت او از دیگران به آموختن آن سزاوارتر است). بعبارتی دیگر اسلام پیروانش را از اینکه با زبالههای ملتهای دیگر هویت ملی خویش را مسخ کنند و آله دست و ابزار دیگران گردند بشدت برحذر میدارد. بهمین دلیل است که در طول تاریخ حکومتهای اسلامی همهی کتابهای علمی و پژوهشی و تحقیقاتی ملتهای دیگر را به عربی که زبان ملی جهان اسلام بود ترجمه کردند تا مورد استفاده دانش آموزان مسلمان قرار گیرد. اما کتابهایی که بیانگر باورهای پوچ و توخالی ملتها بود، چون جادوگری و کهانت و انسان پرستی را هرگز ترجمه نکردند. چرا که اعلام پیروانش را از انسانپرستی و اینکه برخی از روحانیها و مذهب فروشان را قداست دهند و بدون دلیل و برهان قاطع از قرآن کریم و سنت ثابت و درست رسول اکرم پیروی کنند بشدت برحذر داشته و آنرا نوعی انسان پرستی تلقی میکند. « اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ ...» (توبه/31) { يهوديان و ترسايان علاوه از خدا ، علماء ديني و پارسايان خود را هم به خدائي پذيرفتهاند ( چرا كه علماء و پارسايان ، حلال خدا را حرام ، و حرام خدا را حلال ميكنند ، و خودسرانه قانونگذاري مينمايند ، و ديگران هم از ايشان فرمان ميبرند و سخنان آنان را دين ميدانند و كوركورانه به دنبالشان روان ميگردند .) } . والآن پس از شکسته شدن همهی سدهای فیزیکی اطلاع رسانی و باز شدن آسمانها و هجوم گسترده فرهنگی غرب و جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد و زبان رهبریت کشور ما هنوز در پیچ و خم همان کوچهی بن بست زمان جاهلیت بسر میبرند. از طرفی سعی دارند با زور بازو همهی ملت را در قفس یک مذهب خرافاتی و بیاساس که چهار تا آخوند دنیا پرست آنرا میچرخانند زندانی کنند، و از سویی دیگر میخواهند 50 درصد جمعیت کشور که قومیتهای دیگر با زبانهای مختلف تشکیل میدهند را با زور چماق فارس گردانند! بعبارتی دیگر میخواهند با فطرت الهی مبارزه کنند؛ فطرتی که ملیتها و قومهای مختلف را با زبانها و رنگهای گوناگون آفرید تا در سایه همدیگرشناسی و احتراممتقابل سازندگی و زندگی بهتری برای جامعهی مشترک خود رقم زنند! نتیجهی این کوته فکری نه اینکه باعث دریافت کل ( همه چیز) نشده بلکه دارد سبب از دست دادن همه چیز میگردد!! نعرههای قومپرستی وزبان ستیزی بعنوان رد فعل سیاستهای غلط وویرانگر حکومتداران در چهارسوی کشور بصدا درآمده است. فشار مذهبی و تحمیل باورهای خودساخته مذهبی باعث شده پیروان مذاهب و دینهای دیگر بشدت واکنش نشان دهند.. و اینها زنگ خطری است بسیار گوشخراش برای رهبریت یک ملت.. البته اگر رهبران را گوشی باشد شنوا و چشمهایی بینا و عقل و درایتی...
|