مهسا مئهديلي جريان دموكراسي خواه آزربايجان بايد به دور از اعمال احساسي و بدون دادن هزينه در جريان جنبش دموكراتيك فارسي به تقويت پايه هاي مللي دموكراتيك خويش بپردازد و ضمن احترام به چالش هاي دموكراتيك استقلال هويتي وجايگاه برابر خويش را با عدم ضميمه شدن به دموكراسيهاي استعماري به نفع مللت مشخص حفظ كند.بي شك دموكراتيزاسيون ملت فارس در ايجاد بستر براي چالشهاي دموكراسي ساير ملل مؤثر است اما عدم حفظ استقلال هويتي مللي ترك خطر هضم و استحاله در جريان مللي فارسي و مصادره به نفع مللت فارس را در پي دارد.
در پي اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران جرياني با عنوان جنبش سبزدر اعتراض به نتايج انتخابات آغاز شد كه با اعلام مطالبات دموكراتيك ادامه يافت.اين جنبش در تهران و شهرهاي فارس نشين گسترده شد اما در همين مناطق محدود ماند.و بر خلاف ساير جريانهاي دموكراتيك تاريخ معاصر ايران با سكوت و عدم همراهي گسترده ساير ملل ايران به ويژه مللت آزربايجان مواجه شدند.هر چند تريبونهاي اين جنبش سعي در سراسري خواندن اين جنبش دارند اما سراسري خواندن جنبشي با اددعاي ايجاد دموكراسي در ايران كثيرالملله بدون التزام عملي و فكري به پلوراليسم و پذيرش حقوق برابر ملت ها بر اساس شاخصهاي هويتي مستقل خويش خود نقض صريح و عملي اصول دموكراسي است. لازمه يك جنبش سراسري در يك محدوده جغرافيايي كثيرالملله انعكاس حقوق همه ملل ساكن در آن محدوده وعدم تناقض پايه هاي فكري جنبش با حقوق برابر مللت ها و شركت فعالانه همه ملل نه به صورت فردي و توده اي بلكه به صورت تشكيلاتهاي بيان كننده حقوق هر مللت بر اساس اصل برابري است.هيچ جنبشي بدون حمايت فعال و غير فعال ديگر ملت هاي تشكيل دهنده يك محدوده جغرافيايي تبديل به يك جنبش سراسري نميشود و به صورت محللي و منطقه اي باقي ميماند. جريانهاي مبارزات تاريخ معاصر ايران براي كسب دموكراسي نشان ميدهد كه همواره آزربايجان نقش كليدي در فعاليت هاي مدرنيزم ايجاد بنيانهاي دموكراتيك انجمن ها مطبوعات ...و ظهور تفكرات و انديشه هاي مدرن داشته است. مبارزات مللت آزربايجان در انقلاب مشروطه حركت آزاديستان مبارزه براي تصويب متمم قانون اساسي در دوران مشروطه (كه اصل نود آن تاكيد بر عدم تمركز گرايي و توجه به ويژگيهاي ملي ملل ممالك محروسه بود) تاثير جنبش تبريز در جنبش سراسري انقراض رژيم فاشيست پهلوي همگي تجربه هاي تاريخي اين مللت در كسب حقوق برابر و دموكراسي است. نتيجه عملي اشتراك تركان در تاريخ معاصر ايران چه در مجادله عمومي دموكراسي چه در مجادلات مدرنيزم و سوسياليسم و..استعمارمللت ترك ايران به نفع مللت فارس و استحاله درانديشه هاي شوونيستي فارس بوده است.انقلاب مشروطه كه با هدف ايجاد دموكراسي و با اشتراك تمامي ملل ممالك محروسه و با حضور كليدي تركان به سلطنت قاجارپايان دادبا پشتيباني بريتانيا و به منفعت مللت فارس و انديشه هاي افراطي ناسيوناليزم فارسي مصادره شد.روزنامه سلامت در دوران رضا شاه بعد از كودتاي سه مرداد هدف اصلي كودتا را چنين بيان كرد (مقصد از خلع سلاح احمد شاه نه اينكه تبديل اصو ل نظام به جمهوريت نه نه نعوذ بالله بلكه تفويض طايفه قلدر آساي قاجاريان ترك به سلاسله طاهره نجيب پهلوي فارسي بود). انديشه استعمار مللتها به نفع مللت فارس و ناسيوناليسم افراطي فارسي كه ترك ستيزي و عرب ستيزي از مشخصات ثابت شده آن هستند همواره بر جريانهاي فكري تهران حكومت كرده است. حاكميت اين انديشه موجب ايجاد مللت حاكم و با حقوق برترو مصادره دموكراسي در جهت منافع مللت فارس و استعمار سياسي فرهنگي اجتماعي ساير ملل و مللت ترك ايران به نفع هويت فارسي شده است. اين جريان فكري با نام حفظ ايران و هويت ايراني با معرفي زبان فارسي به عنوان عامل وحدت ملل ايران موجب جهت گيريهاي سياسي در جهت تامين منافع مللت فارس و ناديده گرفتن حقوق برابر ساير مللتها و حتي انكار هويت ملي آنها شده است.تجلي اين انديشه در اين سخن محمدرضا پهلوي بعد از سركوب قيام مردم تبريز در سال 57 به وضوح عمق اين فاجعه فكري را نشان ميدهد (در برخي مناطق جغرافيايي گزينه اي جز شوونيزم وجود ندارد.ايران نيز يكي از اين مناطق ميباشد در غير اين صورت نامي از ايران باقي نميماند تو وايران از صفحه روزگار محو ميشوي و نامت نه به عنوان ايراني و نه به عنوان ايرانيت باقي نميماند) ميهن پرستي شوونيست فارس ميهن را برتر از عدالت و برابري اجتماعي ميداندو همين اصل راه را براي اعمال تبعيض استحاله فرهنگي اجتماعي و تحميل زبان واحد سرزمين مشترك و تراشيدن تاريخ مشترك باز كرد. سيستم هاي آموزشي سراسري فارس محور تحميلي_ سيستمهاي رسانه اي فارس محور_ و انكار هويت ترك تحقير و آسيميلاسيون هويت تركي_ نابودي زير بناي اقتصادي آزربايجان_ استحاله زباني_ تمركز امكانات و رفاه در مناطق مركزي و فارس نشين و_ مهاجرت اجباري سرمايه ها به مركز افزايش جمعيت كردها در آزربايجان_ نا امني در شهرهاي مرز آزربايجان و تركيه_ عدم توسعه شهرهاي آزربايجان_ تغيير نامهاي تركي مناطق آزربايجان به فارسي_ آبادي كويرها به قيمت نابودي معادن و منابع طبيعي_ بودجه 320 برابري استان كرمان در مقايسه با چهار استان_ آزربايجان(آزربايجان شرقي غربي زنجان و اردبيل) در دوران سازندگي تاسيس فرهنگسراها و بازسازي مقبره شاعران_ پارسي گوي خارج از ايران و بورس دانشجويان خارجي در كورسهاي فارسي در جهت رشد و غناي زبان فارسي برگزاري كنفرانسها و چاپ كتابهاي بي نام و نشان_ دروصف تمدن فارس در دوره گفتگوي تمدنها و شعار حفظ كرامت انساني با استعمار حقوق انسان به نفع تفكرات راسيستي و نبود حتا يك كورس رسمي براي زبان تركي_ و بكار بردن آگاهانه اصطلاح زبان آزري در_ محافل رسمي دولتي به جاي زبانتركي با هدف انكار هويت يك مللت تفسير هر گونه تلاش و خواسته جدي جنبشهاي_ آزربايجاني براي احقاق حقوق فرهنكي و زباني خود به عنوان جدايي طلبي يا ايادي بيگانه براي غيرمشروع جلوه دادن مطالبات مشروع و صدها بحران ديگر... دستاورد مبارزات دموكراسي خواه معاصر مشترك با فارسها بدون تكيه بر ارزشهاي هويتي ملي ترك و فداكاري براي حفظ و بقاي ايران براي استعمار فارسي بوده است. رابطه امروزي مللت فارس با ملت ترك به صورت رابطه ملت حاكم و ملت محكوم در آمده است و داراي دو فرايند دموكراتيزاسيون جدا از همديگر هستند.اما اين دو فرايند بر هم تاثير گذار هستند . سكوت جامعه آزربايجان وبالاخص برجسته ترين جريان فكري آن يعني حركت ملي آزربايجان و عدم همراهي گسترده در جنبش سبز فعاليت آگاهانه ايست كه حضور خود را به عنوان ملت مستقل با حفظ ساختار خود بر اساس هويت ترك ثابت كرد .و اين بروز شعور مللي در اثبات پايان هضم و استحاله در منافع شوونيزم قدرت طلب فارسي است. جريان دموكراسي خواه آزربايجان بايد به دور از اعمال احساسي و بدون دادن هزينه در جريان جنبش دموكراتيك فارسي به تقويت پايه هاي مللي دموكراتيك خويش بپردازد و ضمن احترام به چالش هاي دموكراتيك استقلال هويتي وجايگاه برابر خويش را با عدم ضميمه شدن به دموكراسيهاي استعماري به نفع مللت مشخص حفظ كند.بي شك دموكراتيزاسيون ملت فارس در ايجاد بستر براي چالشهاي دموكراسي ساير ملل مؤثر است اما عدم حفظ استقلال هويتي مللي ترك خطر هضم و استحاله در جريان مللي فارسي و مصادره به نفع مللت فارس را در پي دارد. نمايندگان امروز جنبش سبز و تريبونهاي آنها كه به نام جنبش سراسري خود را قيم تمام ملل ايران ميدانند همانهايي هستند كه در جريانهاي تظاهرات گسترده تركهادر خرداد 85 چشم به مطالبات دموكراتيك تركها بستند با بايكوت خبري اعتراضات ووقايع دستگيريها و دادگاهها انديشه برتري جويي و عدم احترام به حقوق برابررا ثابت كردند. اينان تعهد خود را به شعارهاي خودمبني بر احترام به حقوق انساني و حفظ كرامت انساني با سكوت و حتي جبهه كيري مخالف بسيار واضح به نمايش گذاشته اند (اگر دموكراسي معنا و مفهومي واقعي داشته باشد مفهومش برابري است و اين برابري نبايد فقط در مورد راي دادن باشد بلكه با برابري اقتصادي و اجتماعي نيز همراه است)1 وجود شخصيتهاي منفرد ترك در ساختار اين جريانها و استفاده ابزاري از تبليغات اعاده حقوق قومي و زباني و شعار دموكراسي گزينه هايي هستند كه مللت ترك با دادن هزينه هاي گزاف قبلا آزمايش كرده اند و اينبار به كار بردن آنها در اين جنبش نتيجه نخواهد داد.چرا كه مشكل اصلي وجود اشخاص نيستند بلكه حاكميت انديشه استعمار فارسي و جريان استحاله در فارسيزاسيون مشكل اصلي جريانهاي مدعي دموكراسي است. تنها ماندن انديشه سبز نشان دادزمان حاكميت انديشه هاي فارسي و برتري جويي فارسي و استعمار اقتصادي سياسي اجتماعي به بهانه حفظ تماميت ارضي به سر آمده .لازمه برابري حقوق اجتماعي سياسي اقتصادي برابر و احترام و قبول هويت مستقل و تسلط منافع برابر ملتها بر جريانهاي فكري است. 1.جواهر لعل نهرو_ص1179 نگاهي به تاريخ جهان |