|
محمدحسین یحیایی رژیم جمهوری اسلامی از همان روز ها و ماه های نخست مبارزه پی گیر خود را با واحد های ملی و خواست آزادی آنها در راستای احیای فرهنگ و زبان ملی و قومی در سراسر ایران آغاز کرد. زیرا بر آن باور بود که باید برای حاکمیت مطلق، پیشبرد اهداف سیاسی مذهبی و ادامه استبداد قدرت متمرکز را بازسازی کند، حمله به ترکمن صحرا، کشتار در کردستان و انحلال حزب خلق مسلمان که برخی از فعالین ملی و یا مذهبی آذربایجان در آن فعالیت داشتند، در آن راستا بود.
|
|
م . ائینالی در میان آکتورهای مناطق ملی خطۀ آذربایجان به لحاظ وسعت، ریشۀ اندیشه و نحله های فکری آزادیخواهی و هم چنین سابقۀ تاریخی خود دارای جایگاه ویژه ای بوده و به جرأت می توان گفت که تنها آکتور سیاسی ـ ملی بشمار می آید که میتواند به تنهائی موازنۀ قدرت سیاسی در ایران را به نفع یکی از آکتورهای تمام کشوری به پایان رساند. از این منظر آذربایجان و حرکت ملی آن سومین آکتور تأثیر گذار در صحنۀ سیاسی کشور بوده که قابلیت تعیین تکلیف قدرت سیاسی در ایران را دارد، باید مورد بررسی جدی قرار گیرد. |
|
مصطفی وزیری در روزگار مدرن آسیمیلاسیون رموز فرهنگی و انتشار ارزشهای تاریخی یک ملت به یک زمان منفرد (در عصر الکترونیک) کمکی برای وابستگی فرهنگی و روابط اجتماعی در منطقه ایی جغرافیایی تحت یک سیستم سیاسی شده است. گاها این مکانیزم فرهنگی و اجتماعی که ممکن است مارک پدیده نژادی داشته باشد با موسسه سیاسی یک منطقه اشتباه شده است؛ همانند مورد ایران به حس آگاهی عمومی و توده مردم فرو کرده اند که این هر دو مترادف هم هستند. |
|
علي حامد ايمان نخبگان اين جنبش ابتدا از در ترغيب در آمدند و سعي نمودند كه به انحاء مختلف اين حركت را در راستاي پيشبرد اهداف جنبش سبز ترغيب نمايند. آنها تا آنجا پيش رفتند كه حاضر شدند آذربايجان نيز براي خود جنبش سبز مستقلي داشته باشد، درست همان چيزي كه قبل از انتخابات از آن دريغ ميورزيدند. نگارنده خود شاهد هر دو مورد ميباشد. در بعد از انتخابات برخي از فعالين جنبش سبز به دفعات با سران حركت ملي آذربايجان جهت ترغيب و تشويق حركت در همراهي جنبش سبز مذاكره كرده و چون از اين امر نااميد شدهاند پيشنهاد به راه اندازي جنبش سبزي در آذربايجان را دادهاند كه حتي مستقل از جنبش سبز تهران باشد و مستقل از آن عمل نمايد، پيشنهادي كه با استقبال مواجه نگرديد |
|
|
سۆلئیمان اوغلو خۇرداد سو۫نراسی؛ گونئی آذربایجان آیدینلانماجی قۇرتولوشچو دئوینیمی نین (حرکتی)، یئپ-یئنی بیر آشامایا گیرمه سییله بیرلیکده، بیر نئچه اؤنملی، اوُلسال (تملسل) قو۫نو دا قارشیمیزا چیقمیشدیر. بوُنلاردان باشلیجا بیریسی «دین» سورونودور. بۇ اولدوقجا اؤنملی قو۫نویا؛ ایکی یؤندن یاناشمانین او۫لاناقلی اولدوغونو سانیرام. بیرینجی یاناشیم؛ «قۇرامسال (تئوریک) یاناشیم»دیر. ایکینجیسی ایسه «قیلغیسال (پراتیک) توپلومسال یاناشیم». «دین» اولغوسونون قۇرامسال بیر بیچیمده اله آلینماسی نین ایلک آددیمی آنجاق توم «اؤن یارغی»لاردان سویونماقدیر. ایکینجی آددیم ایسه؛ اولدوقجا قارماشیق (کومپلئکس/مرکب)، قارانلیق، بۇلانیق، سیمگه سل (سمبولیک)، قوشوقسال، «فلسفه دیشی» (غیر-ی فلسفی) بیر دیل قۇللانان «دین»ین، هانگی دۆشونسل یؤنتملرله اینجه لنمه سیدیر |
|
بهزاد کریمی همواره گفته ام که مسئولیت در نزاع های ملی، اساسا با روشنفکران و نخبگان دو طرف منازعه است؛ و در زمینه تبعیض ملی، پیش و بیش از همه با روشنفکرانی که به جامعه مبتنی بر تبعیض ملی تعلق دارند، بی آنکه خود در معرض مستقیم این تبعیض باشند! روشنفکری واقعی، از جمله درست در همین جا است که می شکفد و گل می دهد. وگرنه، تبعیت از و تمکین به احساسات ملی گرایی غالب و مغلوب که هزینه ای ندارد و موجب افتادن شنل افتخار مسئولیت روشنفکری بر دوش کسی نمی شود. |
|
مهسا مئهدیلی گونوموز دونیاسندا تک دیللی اؤلکه تاپماق چتیندیر. اؤلکه لر گئنل اولاراق یا ایکی دیللی یا دا چوخ دیللی دیرلر. بو دا او دئمکدیر کی بیر چوخ اؤلکه چوخ کولتولو بیر یاپی یا ییه دیر. یوخاری دا دا دئدیگیمیز کیمی کولتورلر و دیللر بیر میلتین و توپلومون کئچمیشدکی میراثی دیر. اونلاری قوروماق و ساخلاماق او میللتین کیملیگینی قوروماقدیر. اینسانلار بو حیاتدا اؤز میکلیکلری ایله یاشادیقلاری سوره جه داها موتلو و باشاریلی اولابیلرلر. اؤز کیملیگیندن اوزاق یاشایان بیریسی آسیمیله اولموش و اؤزوندن کئچمیش بیریسیدیر.
|
|
|
پيوندهاي فرهنگي موجود مانند دين مشترک، زبان مشترک، ادبيات مشترک و…، پيوندهاي معنوي استواري ميان مردمان ساکن در جغرافيايي ويژه به وجود مي¬آورد، چشم انداز سياسي ويژه ملت را به آنان ارزاني مي¬دارد و آنان را از گروه¬هاي انساني ساکن در پهنه¬هاي جغرافيايي ديگر متمايز مي¬سازد و شخصيت و هويت ويژه¬اي به آنان مي¬بخشد. پويايي اين پديده¬هاي مشترک است که مفهوم ملت را واقعيت مي بخشد؛ پديده¬هايي چون دين مشترک، زبان مشترک، سلسله خاطرات سياسي مشترک، برخي ديدگاه هاي اجتماعي مشترک، سرزمين سياسي مشترک، آداب و سنن و ادبيات و فولکلور مشترک و در کل، مجموعه¬اي از همه اين مفاهيم، «شناسنامه¬اي» ملي مي¬سازد که «هويت» ملي يک گروه انساني يا يک ملت را واقعيت مي¬بخشد. |
|
مرکز تحقیقاتی آراز یکی از مواردی که جلب توجه می نماید، ابراز نظرات به شکل فتوا از سوی آیت الله بیات زنجانی در مورد زبان ترکی آذربایجانی و مسئله قره باغ بعد از فتوای آیت الله منتظری در این مورد می باشد. همانطور که می دانید آیت الله بیات از آذربایجانی ها دعوت نمود تا در مورد زبان ترکی آذربایجانی در چارچوب ماده 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق خود را طلب نمایند و نظرات خود را در مورد قره باغ هم اینطور بر زبان راند: «تكليف اوليه همگان از مردم مسلمان و نيز نظام جمهوري اسلامي، دفاع از برادران شيعه و سني آذربايجان است و اين وظيفه اختصاص به آذربايجان ندارد و شامل همه ملل مظلوم عالم مي شود». ضمناً این فتوا تکثیر یافته و بویژه در شهر اورمیه پخش شد. |
|
رضا براهنی اگر شاهان ترک فارسی را قدغن می کردند، شما ادبیات فارسی نداشتید. به این دلیل قدغن نکردند که انساندوست بودند. هرگز. فارسی و عربی در طول آن هزاره، دو زبان تحصیلی و تربیتی برگزیدگان بود. و تعداد آن برگزیدگان هم ـ در حوزه ی تعلیم و تعلم ، از یک در هزار و شاید هزاران هم کمتر بود. اما وقتی که تعلیم و تعلم نخستین بار از دروازه ی انقلاب مشروطیت، به صورت جدی و جدیدش وارد کشور شد، تربیت و رشدیه ـ همانطور که در تاریخ جدید ایران آمده، مدارس دوزبانه را پیشنهاد کردند و خود به آن پیشنهاد عمل کردند. انقلاب مشروطیت بود که مسئله تعدد زبانها در ایران را به رخ کشید. |
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>
|